محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
18
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
آن بهرمند شدند فزون از توان است . ما پيروان تو - البته اگر واقعا چنين افتخارى داشته باشيم - تنها از طريق تشبيه و انعكاس حالات درونى خويش توان شناخت انسانهايى چون خود را داريم و بر اساس آنچه در انديشه و دلمان مىگذرد انديشه و دل ديگران را مىشناسيم و بر آن اساس در مورد ايشان داورى مىكنيم . با چنين وصفى اگر براى درك و شناخت انسانى كه از ما فراتر و والاتر است تلاش كنيم ، لزوما مىبايست بلنداى شخصيّت او در حدّى قابل مشاهده با ديدگان ما و در افقى قابل دسترسى براى افكار و انديشههايمان باشد . در چنين حالتى است كه به تلاش مىپردازيم و گاه نيز به مقصود نايل مىشويم . امّا تو اى رسول خدا در قلّهاى قرار گرفتهاى كه انديشهء ما را توان رسيدن به آن نيست و در اوج آسمانى جاى گرفتهاى كه ما را توان ديدن نه . از سويى نيز در ميان ما كسى شبيه تو نيز نيست تا تو را با او همانند سازيم و بر بال تخيّل بدان فراز پرواز كنيم . پس امثال ما را چه رسد كه در شأن تو قلم فرسايد و به آسمانى كه تو در آنى بال كشد . چنين چيزى بيرون از دسترس است و فراتر از آنچه خيال و انديشهها بدان رسد . اى رسول خدا ( ص ) ما دربارهء بزرگان و پيشوايانى نوشتهايم كه از نور تو پرتو يا پرتوهايى برگرفتهاند و ما نيز بر مشاهدهء فروغ آنان توان يافتهايم و خداوند ما را براى رسيدن به آنچه به گمان خويش مفيد مىدانيم موفّق داشت . ما در اين نوشتهها به همان مقدار كه آن بزرگان از نور تو برگرفته بودند در مىيافتيم كه چه مقدار افتخار و شرف به دست آوردهاند ، چه ميزان بدرستى راه بردهاند و چه اندازه به حقيقت رهنمون شدهاند . اما چون به ساحت تو رسيديم و كوشيديم تا به اين بارگاه روشنايى پاى نهيم نور ما را در خويش غرق ساخت و فروغى خيرهكننده ديدگانمان را ناتوان كرد و فرو بست . پس كجا ما را توان درك كردن و كى توان ديدن است كه چون ديدگانى